عاشقانه ۶۲

  • 2 نوامبر 2013image description

شبرنگ
نه آفتابگردان است
و نه ماه

آرام و بی صدا
گوشه ای می نشیند و
عشق آسمانی تو را
می نگرد

با حیاست شبرنگ،
آنگونه که تمام  روز
بی رنگ
نیوشای  تو می گردد و
شب هنگام
آرام برای شب خسته گان
زمزمه ات می کند

شبرنگ، همه جا جاری است
گاه در مردمک یک چشم
گاه در نشان کنار راه،
گاه در دل یک سنگ حتی …

شبرنگ،
تمام تو را از بر است
خورشید!
تمام تو را….

همان گونه  که آهسته بیدار شد،
آهسته نیز
خاموش می شود شبرنگ
اگر نباشی
اگر نیایی…

خورشید من!
نیمه شب است و
شبرنگهای تو بیدارند …
بازآ و بتاب
یک آنِ مهر تو را
قدردانند این شبرنگها
بازآ

۱۱ آبان ماه ۹۲

دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی :ساقی علی اکبر 2 نوامبر, 2013 - 2:53 ق.ظ

ای سالکان دلداده وصبور
غوغایتان تا اوجها رسید
هنگامگان طلایهء شور وشعور
مردی ست رو به دریای عشق
عیسی نبشته بر نبض های او
هر چند پرده تیره اش نهاده اند
فرعون خزیده از صلای او
گویند که فانوس را شکسته اند
گویند دریا به صخره بسته اند
اما شما حلقه در عشق بسته اید
بیم از حصاران خوف شکسته اید
از پچ پچ کلاغان
بلا به دور از ناله حسودان شما صبور
ره گیرید ورهروی کنید به عشق
پیمانه را هوالغنی کنید
زهی سرشت. تقدیم به یاران بارانی ساقی علی اکبر

نام و نام خانوادگی :ساقی علی اکبر 2 نوامبر, 2013 - 2:57 ق.ظ

فروغی که نمیرد همیشه در دل ماست وامانت عشق بر اهل عشق واصل خواهد شد همانگونه که مهر بی پایان او بر جان جاری ست. توکل بایدم….