عاشقانه ۵۴

  • 20 سپتامبر 2013image description

بگذار هرچه می خواهند بگویند!
این سماع عاشقانه قلم من است
در انتهای خزان نام رفیعت
نه لرزش دستانم
نامی که دوازده ماه سال را
با دوازده قله
نماینده است

در انتهای ماه نهم نامت،
الف قامتی را دیدم
که هرگز سر خم نکرد
و قلمی که
توان گام نهادن به زمستان را نداشت

بگذار هرچه می خواهند بگویند!
سماع دست و قلمم،
در انتهای خزان نام رفیعت،
یادی از همان الف است
قامتی که ثبت شدنی نیست
دیدنی است…

۲۹ شهریور ماه ۹۲

دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی :M.Ali 20 سپتامبر, 2013 - 7:52 ب.ظ

بگذار هرچه می خواهند بگویند …
گوش نا محرم نباشد جای پیغام سروش …

نام و نام خانوادگی :طاهره 21 سپتامبر, 2013 - 2:20 ق.ظ

…………………………..+۱
عارفان پاکبازان عالمند….ملایک به گرداگردشان در سجود و خمند
ای عارف یکرنگ و بی ادعا….ای مظهر خورشید و دعا
از تو شد چهره ی عالم گلگون….روح هستی دال بر این ادعاست
گر مدعیان خلاف این را گویند….چه باک است تو را که راز چرخه در نهان داری…
۲۹ شهریور ۱۳۹۲

نام و نام خانوادگی :آزاده 30 سپتامبر, 2013 - 12:24 ب.ظ

سلطان من خدا را زلفت شکست ما را
تا کی کند سیاهی چندین درازدستی