آنقدر خوب خورشید شدی که هر قمر بسان زمین شد و هر زمین، ستاره خورشیدم! دیگر به لطف تو، با تابش این همه ستاره، به آسمان شب هم نمی توان مستقیم خیره شد… ۳۱ تیرماه ۹۲...
فردا که روز شد تو از آنِ همه ای نه فقط آفتابگردانها… حتی شب نیز که امشب بال خود را به وسعت تمام سرزمین گسترده است، فردا با نام مستعار «سایه» پشت هر آفتابگردان پنهان و شرمگین و جستجوگر، تو را طلب می کند خورشید! ۲۶ تیر ماه ۹۲...
یلدا را با ما چه کار که این همه «شبانه» نوشتیم و تو طلوع نکردی خورشید! مگر چقدر پشت کوه مشتاق تو اند؟ … آهای! نوبت از آن ماست! دست کم، قاعده شبانه روز را رعایت کنید ۱۸ تیر ماه ۹۲...
گل آفتابگردان، حتی اگر به جایگاه رفیع ماه هم نرسیده باشد، بی هیچ تابشی، افتخارش نگاه مستقیم به توست حضرت خورشید! در معاشقه آفتابگردان و تو، رازهایی است که ماه را هم کافر می کند… ۱۳ تیرماه ۹۲...