عاشقانه ۴۱

  • 26 تیر 1392

فردا که روز شد
تو از آنِ همه ای
نه فقط آفتابگردانها…

حتی شب نیز
که امشب
بال خود را به وسعت تمام سرزمین گسترده است،
فردا با نام مستعار «سایه»
پشت هر آفتابگردان
پنهان و شرمگین و جستجوگر،
تو را طلب می کند
خورشید!

۲۶ تیر ماه ۹۲

دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : آوا بهار 26 تیر, 1392 - 2:51 ق.ظ

ميداني آفتابگردان ها در سماع خورشيدن
چه زيبا ميشود رقص سايه و خورشيد

نام و نام خانوادگی : طاهره 26 تیر, 1392 - 3:31 ق.ظ

سلام بر عشق…..مهربانی که اگر چه از دیده ها پنهان ،اما حضورش ،یادش و کلاس درس مملو از تشعشعات مثبتش ،همیشگی ست….نازنین استادم فقط خواستم بگویم نیاز شاگردانت به یادت و دعایت انکار ناپذیر است………………
در سرم سودای عشق تو غوغا میکند…….
در نمازم خم ابروی تو حل صد معما میکند…..
به زبانم یا که آن راز نهانم یا که از دل و جانم……..
ای سرو خرامان عشق و درک حال و نظر یار طلب میکند……

نام و نام خانوادگی : saghi 26 تیر, 1392 - 11:56 ب.ظ

اوست نشسته در نظر من به كجا نظر كنم
اوست گرفته شهر دل من به كجا سفربرم
گفتم آفتاب را گر ببري تو تاب خود
تاب تو را چو تب كند ، گفت بلي اگر برم
آنكه ز تاب روي او نور صفا به دل كشد
وآنكه ز جوي حسن او آب سوي جگر برم
در هوس خيال او همچو خيال گشته ام
وز سر رشك نام او نام رخ قمر برم

نام و نام خانوادگی : qwee123@yahoo.com 28 تیر, 1392 - 7:16 ب.ظ qwee123@yahoo.com

متن دیدگاه…

نام و نام خانوادگی : qwee123@yahoo.com 28 تیر, 1392 - 7:24 ب.ظ qwee123@yahoo.com

مثنوی معنوی منی تو
یا که من معنوی منی تو
رب اله وملکم تو هستی
یا تو منی ،یا که منم تویی تو