تاکنون
خورشید را
نیمه شب
به آغوش کشیده ای؟
در اتاقی کوچک
به دور از چشم شب
آنگونه که جهان را سیاهی گرفته و
تو غرق آغوش خورشیدی…
تاکنون بر شانه خورشید گریسته ای؟
در ساعت دو بامداد…
دستانت را
تاکنون خورشید
گرم فشرده است؟
به تو امید داده است؟
خورشید را
در لباس سپید
با چهره ای سپید
با همان نور سپید
زیبا
با وقار
آقا….
دیده ای؟
تاکنون
از نیمه شب
تا طلوع
خورشید را نیوشیده ای؟…
می دانی…
من خوشبخت ترین مولانای زمینم
خوشبخت ترین آفتابگردان تاریخ
در لیله القدر اردیبهشتی اندیشه …
دیدگاه ها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.