عاشقانه ۶۶

  • 10 دی 1392
زمان می گذرد تو می مانی … سال، کهنه می شود زمان، آخر می شود تو جاودان می مانی تو اول می شوی … ۱۰ دی ماه ۹۲ – در آستانه سال ۲۰۱۴...

عاشقانه ۶۵

  • 8 آذر 1392
بر من مباد بی تو … بر من مباد بی تو آسمان هنگام که  سر به زیرت کردند سقف اتاق سه در چهار با نگاه تو آسمانی را به سخره گرفت و برگهای ریخته در حیاط کوچک با دو درخت پیر -یادگار ماندگان و رفتگان- قدمگاه تو شد بر من مباد بی تو آسمان هنگام...

عاشقانه ۶۴

  • 24 آبان 1392
شمسی چون تو را مولانایی این چنین می باید: فرهیخته و ایستاده درختی راستین سر برآورده از انبوه جنگل روزمرگی چنان مولانایی نو نگاه کز لبش جز یار و دلش جز یاد نریزد مولوی گزین مشتاق چین! کمندت خطا نمی رود آن هنگام که دست دراز می کنی و مولانا می بری… محتاج خوانی ات...

عاشقانه ۶۳

  • 15 آبان 1392
گفتند‌: باران را بخاطر بسپار خورشید مردنی است! نمی دانند تمام حرمت این منظومه تویی! زمین که چیزی نیست باران که هیچ!… هیچ ماهی به گرد تو نمی رسد شمس من! ۱۵ آبان ماه ۹۲...

عاشقانه ۶۲

  • 11 آبان 1392
شبرنگ نه آفتابگردان است و نه ماه آرام و بی صدا گوشه ای می نشیند و عشق آسمانی تو را می نگرد با حیاست شبرنگ، آنگونه که تمام  روز بی رنگ نیوشای  تو می گردد و شب هنگام آرام برای شب خسته گان زمزمه ات می کند شبرنگ، همه جا جاری است گاه در مردمک...

عاشقانه ۶۱

  • 9 آبان 1392
مرا مونتاژ هم کنند عشق من به تو پخش مستقیم است !… نهم آبان ماه ۹۲...

عاشقانه ۶۰

  • 5 آبان 1392
آمدم بنویسم : «نیامدی و خزان شد…» به خود آمدم دیدم سالهاست که آمده ای گل همیشه بهارم، خزان افسانه زودباوران است ۵ آبان ماه ۹۲...

عاشقانه ۵۹

  • 1 آبان 1392
تو بیایی، اینجا جنوبی ترین نیمه زمین می شود آنگونه که آبان، بهار… یکم آبان ماه ۹۲...

عاشقانه ۵۸

  • 25 مهر 1392
تحت نظر که باشم حالم بهتر است دریغم مکن آفتاب … ۲۵ مهرماه ۹۲...

عاشقانه ۵۷

  • 19 مهر 1392
در حوزه نگاه تو تقویم نیست من استوای چشم تو هستم! هر فصل، فصل توست من گرمسیر نگاه تو هستم! جریان مستقیم! به حرمت حوزه حرارتت بهار و خزان را به سخره گرفته ام … تابشت مدام خورشید!… گفته اند که می آیی کدامین روز اعتدال پاییز به هم می خورد؟ تقویم را تو برایم...