عاشقانه ٧٦

  • 17 تیر 1393
طلوع که می کردم خورشید زنده و پاینده بود غروب من روز هنوز به نیمه نرسیده بود تو تنها ستاره تابان زندگی منی خورشید! تنها ستاره جاودان من آن هنگام که بودم و می تابیدی آن هنگام که نبودم و می تابیدی… ۱۷ تیر ماه ۱۳۹۳...

عاشقانه ۷۵

  • 17 خرداد 1393
خیر کثیر، تمام حکمتی است که تو باریدی نه بازتاب کوچک آینه… مرا بخاطر کدورتم ببخش خورشید!… ۱۷ خرداد ماه ۱۳۹۳...

عاشقانه ۷۴

  • 8 خرداد 1393
آنگونه مانا که هر روز طلوع می کنی و تمام نمی شوی… ۸ خرداد ۱۳۹۳...

عاشقانه ۷۳

  • 5 خرداد 1393
این روزها حتی کودکان نیز، آسمان را بی آفتاب نقاشی نمی کنند تو ادامه خواهی داشت خورشیدم ۵ خرداد ماه ۹۳...

عاشقانه ۷۲

  • 25 اردیبهشت 1393
تو هستی و همزمان آسمان پشت سر پیداست آدم اینقدر زلال؟ آفتابگردانها پیجوی تو اند کمی دیده شو خورشید رقیق من ۲۵ اردی بهشت ماه ۱۳۹۳...

عاشقانه ۷۱

  • 26 فروردین 1393
هم «خوشحال» هم «خوشایند» … امروز و فردا از آن توست خورشیدم ۲۶ فروردین ماه ۱۳۹۳...

عاشقانه ۷۰

  • 22 فروردین 1393
تو که نیستی خواب ندارم همراه با ستارگان شب را می نوردم افق را می گردم شاید طلوع کنی سپید شود سپیده زند… نیستی و یک لحظه ام قرار نیست! تو که هستی خواب ندارم روز آمده است عصر بیداری است آسمان صاف است زمین شفاف، عشق جاری است می تابی و خواب را می...

عاشقانه ۶۹

  • 21 فروردین 1393
بارهای همنام شدیم اما جذب یکدیگر سلسله ای از یک ریسمان اینگونه علم را بازیچه عشق کردیم… ۲۱ فروردین ماه ۹۳...

عاشقانه ۶۸

  • 12 اسفند 1392
چشم می گشایی صبح می شود پلک می زنی شبانه روز مرا نگاه کن! شفای شب زدگان، ذکر آفتاب است… ۱۲ اسفند ماه ۱۳۹۲...

عاشقانه ۶۷

  • 8 بهمن 1392
ما را ز نام بردن تو منع کرده اند گویی که کوه را ز یاد برف دشت را ز اسم آب سنگ را ز ذکر رود ما را ز نام بردن تو منع کرده اند نام تو را به هر طریق، به نور و عشق و آینه تشبیه می کنیم با چشم تو، مهر را...