(نگاهی به شعور جاری در شبکه های هرمی)
در دیدگاه کلی، یک شغل باید دردی از جامعه را درمان کند، یا نیازی را رفع کند و یا اثری مفید برجای بگذارد.
اما این شبکه های هرمی را دیده اید؟
هزینه میکنید و در قبال یک جنس ارزانتر از هزینه شما ( یک کالا یا ارز مجازی و یا…)، با قیمتی بالاتر (بخاطر سیستم پورسانت)، پولی به جیب رده بالاتر شما و رده های بالاتر می رود.
به عنوان مثال، تصور کنید شما ۲ نفر را وارد این هرم کرده اید، سرمایه دو نفر خالی می شود تا پورسانتی به جیب شما برود. اصلا از ابتدای پرزنتاسیون، جیب فرد را می بینید تا با هزار ترفند آموزش دیده، وی را مجاب کنید تا شرکت کند و به نوعی آلوده شود (و هرچه زمان میگذرد این میشود شغل شما، راضی کردن دیگران به شرکت در این چرخه و یا آموزش رده های پایین برای شیوه آلوده سازی).
در رده بعدی آن دو نفر هرکدام دو نفر دیگر را وارد می کنند (تا اینجا ۶ نفر آلوده). مجموع سرمایه این شش نفر بخشی از آن به جیب بالادستی ها رفته است. این «بخشی از آن» همان قسمت اضافه ای است که روی جنس کشیده شده تا شما را پولدار کند و اگر همینجا روند متوقف شود، شما مدیون چهار نفر آخر شده اید.
به نوعی با پولدارتر شدن شما، چهار نفر «بخشی از جیبشان» خالی شده است تا برای پر کردن و جبران آن، باید زیر مجموعه ها خود را پر کنند و بخشی از جیب دیگری خالی شود.
اگر این روند تا بی نهایت ادامه داشت مشکلی نبود، اما مقدار سرمایه کلی کشور ثابت است، جمعیت کشور هم در هر لحظه، ثابت است. با یک حساب سر انگشتی و اثر تجمعی، بعد از طی ۲۶ رده، حدود ۱۳۴ میلیون نفر در این پکیج قرار میگیرند (بیشتر از ظرفیت کشور). البته بر فرض محال که همه در این چرخه شرکت کنند و این ایده آلترین حالت ممکن برای سرشاخه است. در این صورت، شما به عنوان یک سرشاخه می مانید و جمعیت عظیمی با جیب «بخشی» خالی شده که دیگر سرمایه ای وجود ندارد و فردی نیست که دعوت شود. چون با این فرض محال، تمام سرمایه ثابت موجود و تمام جمعیت کشور درگیر چرخه شده اند. در این حالت تمام رده ها پول اول خود را گرفته اند و عمدتا سود هم کرده اند (سود در اینجا یعنی خالی شدن جیب پایینی ها) به جز رده آخر که چیزی حدود ۶۷ میلیون نفر (دو به توان ۲۶) را شامل می شود. این تعداد، جیبشان هرگز پر نمی شود.
حق الناس آن رده آخر به انتهای خط رسیده و اشباع شد، در بهترین حالت در ایران همان ۶۷ میلیون نفر (که البته هرگز به این عدد نمی رسد)، دین عظیمی است به گردن بقیه جمعیت رده های بالایی. هرچه بالاتر باشید، با «بخشی از» سرمایه پایینیها پولدارتر شده اید و همزمان مدیون تر و گرفتارتر…
برای همین، اصل قابلیت «تعمیم به عام» در مورد شبکه های هرمی هرگز اتفاق نمی افتد و همیشه در هر لحظه، عده ای با جیب خالی وجود دارند. عده ای که برای پر کردن جیبشان باید عده دیگری را دعوت کنند (اگر افراد دیگری برای شرکت مانده باشند)، در غیر این صورت، کلاه سرشان رفته است.
به فکر رده های بالایی نیستم، به آخرین رده قبل از اشباع سیستم فرضی فکر میکنم. آخرین رده ای که هرگز حتی به سرمایه اولیه خود نمیرسند. حق الناسی عظیم، دینی عظیم به گردن، برای سرمایه دار شدن بیشتر… و در این مدت شغل ما چه بوده؟ اجرا و آموزش نحوه راضی کردن مردم به خالی کردن «بخشی از» سرمایه…. بماند که در شبکه های هرمی خارجی، بخشی از این سرمایه در هر لحظه در حال خروج از کشور است و آسیب به اقتصاد…
دکتر سروش عازمیخواه
۷ امرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.